خرید بک لینک

درد فراق يوسف زهرا شديد شد


يعقوب روزگار دو چشمش سپيد شد


اميد انتظار دل نااميدها


اميد هم ز آمدنت نااميد شد


از عشق ناله خيزد و از هجر درد و غم


غم ناله مي‎کند که فراقت مديد شد


بزم وصال مطلبد جان ز عاشقان


خوشبخت آن که در ره جانان شهيد شد


در پيشگاه يوسف زيباي فاطمه


صدها هزار يوسف مصري عبيد شد


از کثرت گناه و خطاهاي بي شمار


راه وصال من به سرايت بعيد شد


تا شد غلام حلقه به گوش تو "هاشمي"


دنيا و آخرت به حقيقت سعيد شد

برچسب: در فراق يار,در فراق یار وزید از شرر,در فراق یار, نویسنده: بهنام حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 5:48

صفحه بندی